قمار زندگی
ورق به من یاد داد . . .
تک که باشی از شاه هم برتری

دم از حکم دل میزنی!
پس به زبان"قمار"برایت میگویم!
قمار زندگی را به کسی باختم که "تک" "دل" را با "خشت" برید!
جریمه اش " یک عمر" " حســــرت" شد!
باخت ِ زیبایی بود!
یاد گرفتم به "دل" ، "دل" نبندم!
یاد گرفتم از روی "دل" حکم نکنم!
"دل" را باید " بُــر" زد جایش خشت " ریخت " که با "خشت" "تک بــُری" نکنند.
اما دلم میخواهد یک بار دیگر بازی کنم
قمار عشق برای آخرین بار
بار آخر ، من ورق را با دلم بر می زنم!
بار دیگر حکم کن!
اما نه بی دل
با دلت، حکم کن!
حکم دل :
هر که دل دارد بیندازد وسط
تا که ما دل هایمان را رو کنیم!
دل که روی دل بیافتد ، عشق حاکم می شود!
پس به حکم عشق ، بازی می کنیم.
این دل من !
رو بکن حالا دلت را...!
دل نداری!!!؟؟؟
بر بزن اندیشه ات را...
دوستان و بازدید کنندگان عزیز ضمن عرض خیر مقدم و تشکر از حضور ارزشمند شما در این وبلاگ ؛ از شما تقاضامندم: